نفس

قصه آدمی یک کلمه است

نفس

نفسی آمد نفسی رفت

باشد که در بین این آمد و شد نفس ها

نفس کسی را حتی به یک شماره

آه آلوده نسازیم...

 


/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمون

سلام نغمه جان...[گل][گل][گل] خوشابسعادتان که رنگ سبز و آبی را بسیار می بینید -------------------------------------------------------- [افسوس] کاش! اما متاسفانه این کار رو میکنن حتی گاهی نزدیکترین ها! خیلی راحت دل میشکنن...

شیرین

گل گفتی نغمه جون.ولی الان همه به فکر دل خودشونن وخیلی راحت دل همدیگرو میشکنن.[ناراحت]

پردیس

نغمه جونم نوشته هاتون هم مثل خودتون ,بهترینن. [دست][دست][دست][لبخند]

پردیس

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] اینها همه اش بخاطر این انتخاب زیباتون هستش.

پردیس

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] اینها هم واسه خودتون عزیزم.[ماچ]

آسمون

آره درسته مثلن من مشهدم اما ممکنه سالی یکبار هم حرم نرم... با امام رضا از راه دور تله پاتی می کنیم [خنده] اما جدن رنگ سبز و آبی رو دیدن نعمته... اینجا که دیگه اینقدر ساختمون بلند ساختن که دیگه آسمون رو هم به زور میشه دید... دعا کردم از مشهد برم ... اصلن این شهر رو دوست ندارم... از صبح تا شب صدای ساخت و ساز و بنایی میاد... کوچه خیابوناش همش در دست ساخت و سازه... دیگه ترافیک و آلودگی هواش هم که شده تهران دوم... خوب سر صبحی کلی غرزدم [خجالت]

مادر ترزای کوچک

عاشق این کلمه ت هستتم: مرررررررررررررررررررررررررررررررسی وقتی با صدای بلند تلفظ میکنی خیلی باحال میشه[نیشخند]

rzshirdel

[گل][گل][گل][قلب]الهی آمین

مادر ترزای کوچک

این شفق قطبیه ؟[نیشخند]