زندگی زیبای من این است
گر سینه شود تنگ خدا با ما هست ...گر پای شود لنگ ، خدا با ما هست... دل را به حریم عشق بسپار و برو... فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست... 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

 اگر قرار باشد از میان همه واژه ها به تعداد انگشتان دست واژه انتخاب کنیم ، یقینا یکی از آنها واژه مقدس " مادر " خواهد بود. مادر در همه فرهنگها و ادیان و ملل مورد احترام و تکریم ویژه است. این موجود مهربان و دوست داشتنی قلب، آسمانی ترین آفریده خداوند است که روی زمین زندگی می کند و به همین دلیل است که به او فرشته می گویند. فرشته فداکاریفرشته که ذره ذره می سوزد و چون شمع آب می شود تا به دیگران روشنایی و زندگی ببخشد.

او بی دریغ و چشمداشت از شیره جانش فرزند خود را سیراب می کند و تا آخرین لحظه عمر نگران پاره تن خود است. هیچ کس نمی تواند عظمت مادر را آن طور که باید و شاید وصف کند. این انسان خداگونه چنان سرشار از محبت و عشق و ایثار است که هیچ قلمی را یارای بیان آن نیست.
نکته جالب اینجاست که در برابر این همه از خود گذشتگی و مهر هیچ انتظاری جز احترام ومهربانی متقابل ندارد و عجبا که حتی اگر از فرزند خود بی مهری هم ببیند لب به نفرین او نمی گشاید.

خوشا به حال کسانی که سایه پربرکت مادر را بالای سر خود دارند. مرحبا به آنانی که بزرگی و بلندی مقام مادر را درک کرده اند. خوشا به حال فرزندانی که می دانند دعای خیر مادر چه تغییر و تحولات مثبتی در زندگی آنها ایجاد می کند و پیوسته احترام او را نگاه می دارند و از گل نازکتر به او نمی گویند و کمر به خدمت او بسته اند.

می گویند شخصی یک شب عارف بزرگ بایزید بسطامی را در خواب دید و پرسید: آیا این مقام عالی را از عبادتها یافته ای ؟ جواب داد : نه، بلکه نیمه شبی مادرم از من آب خواست . به چشمه رفتم و کوزه را پر از آب کردم و برگشتم ، ولی مادرم به خواب رفته بود . آنقدر بالای سر او نشستم تا از خواب بیدار شد و آب را به دستش دادم. مرا دعا کرد و این مقام را از دعای خیر مادر دارم.

مبادا به مادر بی احترامی کنیم و دل پاک و نازکش را بشکنیم ، مبادا صدایمان را روی او بلند کنیم.

سعدی این معنا را در حکایتی تاثیر گذار در گلستان آورده است : " وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم ، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت : مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی ؟"

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن
گر از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در آن روز بر من جفا
که تو شیر مردی و من پیرزن


درود و صدها درودبه مادرانی که بوی بهشت را در این خاکدان فانی می پراکنند و رحمت و درود بیکران خداوند بر مادرانی که روی در نقاب خاک کشیده اند.

)  دکتر محمد رضا مهدیزاده)

 سلام

متن بالا در ستایش مقام مادر بود که من قبلا تو یه مجله خوندمش و برا خودم یادداشتش کرده بودم که الان یادش افتادم و با توجه به اینکه فردا روز زن هستش دیدم یه متن کاملیه که بذارمش اینجا...  خوش به حال همه ی اونایی که قدر این گوهر ارزشمند رو میدونند و به برکت احترامش به بالاترین مقام ها رسیدند .

بدون شک اصلاح و پیشرفت جامعه مرهون تلاش و از خود گذشتگی زنانی است که همراه و هم دوش مردان علاوه بر وظیفه خطیر مادر بودن در فعالیتهای اجتماعی نیز فعالند.

گلهای بهشت سایبانت، یک دسته ستاره ارمغانت ، یک باغ پر از گلهای نرگس، تقدیم وجود مهربانت. تقدیم به تمام مادران این سرزمینقلبقلبماچ

 

 در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست
مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست...

 

ولادت با سعادت آیت مهر و ایثار ، کوثر مصطفی ، حضرت فاطمه ی زهرا (س)و روز زن بر شما مبارک بادلبخند

 انشالله خداوند سایه هیچ پدر و مادری رو از سر بچه هاش کم نکنه که واقعا جفتشون گوهرهای نایابند.

لبخندگاوچرانلباتون پر خنده باشه 


 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ نغمه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی زیبای من این است! (در گذر ثانیه ها عمر ما می گذرد...)
RSS Feed